لحظه های سرد


لحظه های سرد

می زند موج غم بر نگاهش

مستی چشمان خوش نقشش

با نگاهش می شود اوج تمنا

آه

آرزوها در قلب سرد

می شود نجوای بی پایان امشب

آرزو مرگ است

و

دریا قبر این رویا نشسته

من وجودم درد و است

و

درمانش نگاهت

این دلت سنگ است و من

ارام جانش

یک غزل تا اخرین دیدار عمرش

می شود ساز ی به رنگ ارغوانش

حسرت کشیدن با نگاهش

می شود سوز صدایش

ای که در قلبم نشستی

یک صدا با من شوی تو

می زنم چنگی دوباره

بر تمام پیکر این تار پر درد

آه و سوزش می دهم

با نام پاکت

یک نفس تا شهر عشق

می کنم دنیا بکامت
 

عشق

عشق یعنی


طوری نگاش کنی انگار تنها آدم دنیاست...

 

بـودن ... و مـال تـو نـبودن ...

فـقط ...


دوری نـیسـت کـﮧ ...

دل آدم رو مـے سـوزونـﮧ ...!!!

بـودن ... و مـال تـو نـبودن ...


دردش بـیشتـره ...!

 

دستان اتــــــــــــــــــــــــ

دستان اتــــــــــــــــــــــــ


بوی اندامــــــــــــــ مرا می دهــــــــــــــــــــد ...

حرفـــــــــــــــه ای نشـــــــــــــــده ای ...

............ هنـــــــــــــــــوز ..........!!!!



 

چایی تلخ درون لیوان ...

چایی تلخ درون لیوان ...


خواب در چشم خمار تلفن ...

و کمی خمیازه ...

و کمی اشک که می بارد ریز ...

ای کاشـــــــــــــــــــــــــ .....


ای کاشـــــــــــــــــــــــــ .....

پیشـــــــــــــــ از آن کــــــــــــــــــه صدا بمیـــــــــــــــرد

واپسینــــــــــــــــــــ نفســــــــــــ پـــــــــــــــل را بشنــــــــــــــــوی

که گـــــــــــــــام آهنگـــــــــــــــــــ تـــــــــــــــــــو را

........ " آه " می کشــــــــــــــــد ........
در این دقیقه که پایان جهان من و توست ....



در این دقیقه که پایان جهان من و توست ....


من از یادآوری بوسه های بسیارم ....

نه شرمنده ام ....

و نه دلواپس آبروی آیینه ام ...!!!!



 

می روم ...

زن : می روم ...


تا تو بمانی و عشقِ ظاهرم ..!!

.... موهایم ....!!

هر وقت مرا خواستی ...

نه به خاطر جنسم ... به خاطر خودم ...

به خاطر اینکه من هم انسانم ...

چیزی که از خاطر شما فراموش شده ...

.......... فراموش شده بود ........!!!!

می روم ..........

گاهی هم باید بی رحم بود ......!!!!!

مرد : سکوت




 

گوشــــــــــــ های سنگینـــــــــــــ بهانه اند ......


گوشــــــــــــ های سنگینـــــــــــــ بهانه اند ......


حرفــــــــــــــ های مــــــــــــــا شنیدنیـــــــــــــــ نیستـــــــــــــــــ

...................... گاهیــــــــــــــــــــ ....!!!!!!




 

بدون شرح

 

2 بـوسـه


توی یه جمعی یه پیرمردی خواست سلامتی بده گفت : می خورم به سلامتی 2 بوسه !!

بعد همه خندیدن و هم همه شد و پرسیدن حالا بگو کدوم 2 بوسه ؟!!
.
.
گفت :

اولیش اون بوسه ای مادر از گونه بچه تازه متولد شده می بوسه و بچه نمی فهمه !
دومیش اون بوسه ای که بچه از گونه مادر فوت شدش می بوسه و مادرش متوجه نمیشه




 

بعضـــــــــــــی روزهـــــــا

بعضـــــــــــــی روزهـــــــا هستـــ


کهـ خیلـــــی بیشتــر از یکـــ روز پیـــــــر میشمـ !!!

 

"فاصله"ها

تو دوری و خیال تو نزدیک


چه نابرابر قسمت کرده اند


"فاصله"ها را...


 

می شکافم دست هایم را




می شکافم دست هایم را

یخ می زند دلم

درین هوای بی رؤیا

آنقدر نیامدی که تنگ شد

تمام خیال هائی که بافته بودم

برای دلم

چشم هایم

پر از کلاف سر در گم توست !
 

زن

 

یواشکی


همه ی آدم ها برای خودشون،


یه چــیـــز یــواشـــکـــی دارند

یه اتفاقِ یواشکی ،

یه حسِ یواشکی ،

یه آدمِ یواشکی ،

شاید هم یه عشق یواشکی ...

 

لـعـنـتـی مـــــرد زنــدگــیــه !


پسری که بهش اس ام اس میدی : “حوصلم سر رفته”

جواب میده : حاضر شدی خبرم کن ؛ موهاتم نریز بیرون . . .



لـعـنـتـی مـــــرد زنــدگــیــه !


 

زندگی یعنی یک نگاه ساده

زندگی یعنی یک نگاه ساده


تنها چند خاطره…
و


تنها چند لحظه…


زندگی یعنی همین، نگاهی به یک عکس ساده


 

مـدتهـآسـت چهـره ات رآ در ذهـنـم نقـآشے مـےڪنـم . . .



مـدتهـآسـت

چهـره ات رآ در ذهـنـم نقـآشے مـےڪنـم . . .


عـآشقـآنـﮧ ، كارم را خـوب بلـدم !


هـیــــــس . . .


بیـن خـودمـآטּ بـآشـد ،


بـدجـور سـر ڪشیـدטּ چشمانت گیـر ڪـرده ام . .


 

دلم کوچک است

دلم کوچک است 


کوچکتر از باغچه ی پشت پنجره


ولی آنقدر جا دارد که برای دوستی که دوستش دارم


نیمکتی بگذارم برای همیشه...

لاشـــه ی عشقت


لاشـــه ی عشقت


خواهد گــندید


وقتــی


طبق عادتـــــِ همیشــه!


تقدیمش میکنــی


به غیـــــر…!


" زیباست "

یک میلیون مرد میتوانند به زنی بگویند که " زیباست " ...


اما تنها باری که او واقعا" گوش خواهد کرد


* زمانی ست که توسط مرد مورد علاقه اش گفته شود . . . .


آن روز ها ...


آن روز ها گنجشک را رنگ می کردند و جای قناری می فروختن

این روز ها هوس را رنگ می کنند و جای عشق می فروشند

آن روزها مال باخته می شدی

و این روز ها دلباخته . . .

 

بدون شرح

c0669c85904887e98af515b3eb4c257c-425
 

عابرانی که از کنارم میگذرند

عابرانی که از کنارم میگذرند


مست عطری میشوند.


نامش را که می پرسند


دلم می لرزد ...


چگونه بگویم که خاطرات توست؟



 

از هــــــر چه من و ماســــــت، چو دیوانه گذشــــتم

از هــــــر چه من و ماســــــت، چو دیوانه گذشــــتم


مســــتی نخـــرد کوی تو، فرزانه گذشتــــــم


عــــاقل نشـــــود پیر خــــــــــرابات من امشب


تا ناله صـــــــبح، مــــــــی زده مســـــــتانه گذشــــــــــتم

 

مـــن که باشم..

مـــن که باشم که بر آن خاطــــر عاطر گـــذرم


لطـــف‌ها می‌کنـــی ای خاک درت تاج ســــرم


دلبــــرا بنـــده نـــوازیت که آمــــوخت بگــــــو


کـــه مـــن ایـــن ظن به رقیبــــان تو هرگـــز نبـــرم!


 

یکی بیاید

یکی بیاید

دست این خاطره ها را بگیرد


ببرد گردش …


کلافه کرده اند مرا،


بس که نق می زنند


به جانم …


 

تـــولـدم مـبارک


9دی تولدم بود...

تولدم مبارک

 

خاطرات باران خورده

خاطرات باران خورده


صورت باران خورده


دست دردست هم


چه عاشقانه میدوند زیرباران


ومن خیس  باران 


محو تماشای توام 


که هربار با باران می آیی


همانطورکه با باران رفتی


خوب امروز می خواهی میهمان کدام خاطره مان باشیم‎